خرید بک لینک
سلام سلام .من خوبم .خوبی که متوسط رو به بالا است. این مدت بد نبوده .خیلی بهم سخت نگذشته .

مامان خدا رو شکر میاد تهران و میره تند تند و زیاد تنها نیستم.

پرستو و شکوه هم باهاشون دوست شدم دخترهای دوست داشتنی هستن.

19 شهریور هم اومد ، زهرا زایمان کرد اسم بچه اش یسنا است.

فعلا همین.سعی میکنم بیشتر بهت سر بزنم.


برچسب: نویسنده: کاوه سامانی تاريخ: پنجشنبه 23 آذر 1396 ساعت: 16:52

فكر ميكنم توي روابط هميشه بايد يه چيزي بلنگه، هميشه .هيچ وقت نميشه همه چي سر جاش باشه. هميشه روابط يه طرفه است ، هميشه يكي يكي ديگه رو بيشتر دوست داره ، هميشه يكي بايد كوتاه بود ، هميشه يكي بايد منت كشي كنه، هميشه يكي بايد بي محلي كنه ، هميشه يكي بايد پيش قدم بشه واسه آشني ، انگار وجود نداره رابطه اي كه هر دونفر بخوان اين كار ها رو بكنن، و چه زيباست رابطه اي كه ترازواش وسط. من كه نداشتم ، يا طرف سنگين ترازو بودم ، يا طرف سبكش ، اون وزنه اي كه باعث ميشه اين دو كفه به هم نزديك شه توي رابطه چيه ؟!؟ اون وزنه يعني همون دوست داشتن است ؟! كه اگه باشه كوتاه مياد منت ميكشه بي محلي نخواهد كرد و . و ... و . اون وزنه چيه ؟!؟ شايد اين قدر بايد اون طرف ترازو وو درست انتخاب كنيم كه اون وزنه تعادل زياد نخواد سنگين باشه ، زياد مجبور نشيم مايه بزاريم كه بلند كردن همون هم داستان!

برچسب: نویسنده: کاوه سامانی تاريخ: پنجشنبه 23 آذر 1396 ساعت: 16:52

سلام.یه جوریم.احساس خیلی بدی دارم.انگار هیچ رمقی توی تنم نیست.واقعا هیچ انرژی توی بدنم نیست حتی برای فشار دادن دکمه های این کیبورد که با نشستن مگس هم فرو میره.یعنی چه اتفاقی واسم افتاده؟! دستام میلرزه. اخلاقم هم یهجوری شده. مثلا امروزباید خیلی خوشحال باشم. توی این 2 سال و اندی هروقت میومد عین پروانه ای که از توی پیله اش میپره بیرون و شروع به پرواز میکنه بودم.خوشحال ،سرمست . هیچ کسی رو اون روزها خوشبخت تر از خودم حس نمیکردم. اما امروز .......... علتهاش: شاید چون مامان اینجاست.شاید چون باید درست و حسابی بشینم فکر کنم روی پیشنهاد مریم .شاید چون دیگه میبینم اون خیلی تحت فشاره از طرف خانواده اش .شاید چون اون هم خسته شده و بریده .شاید چون اخلاق اون هم تغییر کرده.شاید چون توی این 12 روز که نبود قهر بودیم همش. هووووم ؟؟

برچسب: نویسنده: کاوه سامانی تاريخ: پنجشنبه 23 آذر 1396 ساعت: 16:52

امروز شنبه است .روز اول کاری. پنجشنبه و جمعه نسبتا خوبی داشتم.کلی کار انجام دادم. پنجشنبه صبح رفتیم چیتگر و یه ذره اونجا قیمت خونه دیدیم. یه خونه بهمون نشون داد که خود خونه خیلی خوب بود و بزرگ. که به پول ما نمیخورد. نهار خونه نیر خوردم و از اونجا * رفتیم هایپرمی و کلی آتاشغال خریدیم .مسابقه پرسپولیس و استقلال بود.به همراه دیدن بازی اونها رو خوردیم. پرسپولیس با نتیجه یک بر صفر برد.خدا روشکر.وگرنه اخلاق رو کی میخواست تحمل کنه. شب هم خونه آنی دعت بودیم .تولدش بود که من براش مجموعه شعرهای شاملو رو گرفته بودم که داشت. باید عوضش کنم. صبح جمعه هم ساغت 10:30 با تلفن بیدار شدم .نون سنگک و صبحانه خریده بود خوردیم.بعدش هم رفتیم سد کرج .اونجا جوج و نوشابه زدیم اومدیم خونه. توی راه برگشت پس از اینکه یکم چشمم رو بست و مستی از سرم رفت قضیه ای که رامین پیشنهاد داده بود رو گفتم خیلی استقبال کرد ازش. و از مشکلات ازدواج خودش گفت .حتی 1 درصد هم توی افکارش من نبودم.

برچسب: نویسنده: کاوه سامانی تاريخ: پنجشنبه 23 آذر 1396 ساعت: 16:52

بعضي جاها هست كه وقتي واردش ميشي، ناخودآگاه لبخند مياد سراغت و يه عالمه حس هاي عجيب و غريب يكي از اونجاها براي من ترمينال آرژانتين. پر از لحظه هاي خوب و شوق و اشتياق ديدن و پر از لحظه هاي بد و ناراحتي و اشك و دلتنگي و دوري و اينكه معلوم نبود ديگه كي ديداري داشته باشيم ، از نمازخونه اش گرفته كه واسه سپري شدن ساعت و باز شدن ادارات مجبور ميشدم توش چندين ساعت بشينم ، دستشويي اش و آرايش كردن با اعمال شاقه توي اونجا و خريد از شهروندش واسترس جاموندن ازاتوبوس، پل عابر پياده اش و يه عالمه بحث قبل از اون كه جايي كه سقف نداره نميشه و لحظه ديدار با گل و فراموش كردن كردن تمام حرفهام و اشتياق براي آغوش. راننده تاكسي كه هر وقت نصفه شب ميرسيدم فقط ميگفتم سلام و خودش منو ميشناخت و ميرسوند خونه افروز . وقتي واردش ميشم ، يه عالمه صحنه ، عين يه فيلم مياد جلوي چشمم، يه عالمهههه. و بعد از تمام اون لبخندهايي كه روي لبم ميشينه اشك توي چشام جمع ميشه به خاطر دلتنگي اون روزهاي خيلي خوب كه تموم شدن .

برچسب: ترمينال,آرژانتين, نویسنده: کاوه سامانی تاريخ: پنجشنبه 23 آذر 1396 ساعت: 16:52

تويصحنحرمنشستم،اشكهامبهماموننميده،چشمهشدن،جاري،نميدونماينهمهاشكازكجامياد.

اونسرياومدمدعاكردمواسهخوشبختيافشين،اينسريدعاكردمواسهخوشبختيمهدي.

كارديگهايازدستمبرنمياد،نميتونمتحميلكنمخودمو،اماميتونمدعاكنم .


برچسب: نویسنده: کاوه سامانی تاريخ: پنجشنبه 23 آذر 1396 ساعت: 16:52

صفحه بندی